![]() |
![]() |
|
| خداوند به دستهای پاک می نگرد نه به دست های پر |
|
خدایا این روزها روزهایی است که عالم هم در غم به سر میبرد
غم خانواده ای که درد زیادی رو بعد از مرگ مادر به دوش کشیدن یک روز مردی بود که عالم برای او ارزشی نداشت مردی بود که در نمازش بار ها از ترس خداوند بیهوش میشد مردی بود که شبا برای یتیما غذا میبرد مردی بود که با کودکا بازی می کرد برای اونا پدری میکرد ولی نمیدونم چرا عالم یکهو تیره و تار شد و از شب ان روز کودکان برای او شیر در خانه میاوردن خدایا میگن علی فرق سرش باز شده خدایا میگن دیگه نمیتونه برای یتیما غذا ببره خدایا میگن دیگه علی نمیتونه با بچه ها بازی کنه عالم این مرد رو تو این ماه بزرگ از دست میده تو این شبهای مبارک تورو به خدا مارو از دعای خیرتو دور نکنید این شبا شب بخششه محتاجم به دعای شما دوستان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 21:17 توسط مهران ده نمکی |
|
|
چند روز پیش داشتم رادیو گوش میدادم تو ماشین دستم خورد موج رادیو عوض شد داشت اهنگ غمگینی پخش میکرد من هم گوش دادم بعد مجری حرف زد درمورد تلفنی عجیب گفت که با این برنامه گرفته شده تلفنی بود از شیراز مادری بود که با این برنامه تماس گرفته بود بعد هم صدایش را پخش کردند برنامه ای بود که خیلی خیلی حال منو گرفت تا روز ها با خودم فکر کردم نمیدونم که چه باید گفت اون مادر با گریه ها یش دل همه رو به درد اورده بود کودکی هفت ساله داشت که بیمار است دکتران قطع امید کردن خدایا خیلی سخته برای یک مادر که برای فرزند او قطع امید کردن میگفت خدایا راضیم به رضای تو یا ببر یا بهم برگردون حرفای این مادر مهربانه که تماس گرفته بود منو تا چند وقتی تو فکر حرفای این مادر بودم با خودم گفتم خدایا به این مادر بزرگ وار صبر عطا کن که خیلی برایش درد بزرگیه فرزند کوچک خود رو از دست بده فقط این مادر نیست که درد دل دارد خیلی ها درد دل دارند که من یا شما نمیدانیم خدایا تو رو به این ماه مبارک رمضان ماه مهربانی ماه خیرو برکت تورو به جان من قسمت من که ارزشی ندارم ولی به جان یک روزه دارت قسم خوردم که تمامی بیماران را به اغوش گرم خانواده برگردان ولی فکر کلی من اون کودکه برای مادرش خیلی سخته فرزند رو از دست بده بازم من که کاره ای نیستم من فقط ارزویی دارم و شفای تمامی بیماران بود مخصوصا اون کودک که من نمی شناسمش من فقط از گفته ها و درد دل های اون مادر دارم این دعا رو میکنم
با ارزوی موفقیت و پیروزی برای تمامی دوستانم به امید دیدار |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:32 توسط مهران ده نمکی |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مناجات یک بنده حالا که دارم این مطلبو مینویسم هفت روزه که از ماه مبارک رمضان گذشته میگن ماه رمضان رو به عنوان ماه مهربانی ها میشناسن میگن ماه رمضان ماه خیرو برکت الهیه میگن این ماه ماه نزدیک شدن به خداست میگن این ماه ماه زندانی شدن شیطانه خدایا این ماه انقدر بزرگ است که شناختنش برای من خیلی زیادیه خدایا تو این ماه همه چیز به من دادی خدایا تو این ماه منو الوده رو به خودت نزدیک کردی خدایا دنیا رو تو این ماه به من نشون دادی خدایا دیدم که خیلی ها دارن روزانه از تو دور میشن خدایا دیدم که خیلی ها که از دور شدن پیشت اومدن بخشیدیشون خدایا خیلی بزرگی ای کاش من هم میتونستم کمی همچون تو بخشنده باشم ای کاش منم میتونستم کمی مثل تو مهربان بودم که چیزی رو واسه خودم نمیخواستم هرچی فکر میکنم نمیدونم که چی بگم ولی اینو میدونم که انانی که برای این مرزو بوم جنگیدن خون دادن جانباز شدن حالا از یادها دارن دور میشن خدایا کاری کن تا ما همون مردم قبلی بشیم مگه ما همه از یه قطره نبودیمکه دریا شدیم حالا همه قطره ها دارن از دریا دور میشن خدایا از باران مهربانیت بر سر ما هم ببار خدایا کاری کن تا مثل دریا زیبا باشیم وباهم موفقو پیروز باشید به امید دیدار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 15:39 توسط مهران ده نمکی |
|
|
به نام انکه مهربانی ها را در دل افکند
بسم الله الرحمن الرحیم حلول ماه پر فیض و برکت رمضان را خدمت تمامی شما دوستان خوبم تبریک می گویم مارو هم از دعای خیرتون دور نکنید محتاجیم به دعا های شما پیروز وموفق باشید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 10:57 توسط مهران ده نمکی |
|
|
نامه ای به دولت مردان چند وقتی بود که در حال برسی مشکلات از زبان مردم بودم با اینو اون بحثو گفتگو کردم در مورد همه چیز گفتم وگفتن نامه ای که به نظر خودم بدون جواب روبه رو میشم ولی نامه ای است که کم کم تونستم حرف هایم رو بزنم بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت تمامی دولت مردان عزیز که این نامه برای انها ارسال شده است و تمام کسانی که این نامه را یک بار کم کم نگاه کرده اند. چند وقتی بود در حال نگارش این نامه یا بهتر بگم درد دل ها بودم این نامه را برای تمام کسانی مینویسم که با شعار های متفاوت امدن ولی اون شعارا چی شد؟ دوستان عزیم در دولت نهم من از شما وکار های شما ممنونم . گفتگوم رو با اقای احمدی نژاد شروع میکنم جناب نمیگم با احترام میگم اقای احمدی نژاد پس اقای احمدی نژاد شما با شعار جمع اوری زنان خیابانی امدید من کاری با این حرفا ندارم شما کارهای خوبی انجام دادید ولی چرا کاری کردید که همه رو از خود روی برگردانید یا بهتر بگم تهرانی ها رو فراموش کردید شما برای شهرستانی ها کار کردید فقط پایتخت نشین هستیم شما اومدید ولی چرا برنامه ریزی دقیق ندارید شما اومدید همه چیز با افزایش قیمت مواجه شد یا مجدد میگید دم خونه ما مثلا فلان جنس به این قیمت فروخته میشود شما اومدید تعادل رو از بین بردید چرا چون من چند روز پیش تبریز بودم قیمت ها تو تبریز افزایش یافته بود ولی تهران نه شما اومدید منزل ما که سالی دو بار هم برق نمیرفت حالا پشت سر هم هر روز میره از وقتی شما اومدید فکر کنم کار های عمرانی شما در تهران کمتر از بقیه شهرستان ها بوده از وقتی شما اومدید مردم با مشکلاتی مواجه شدن که حد نداشته از وقتی شما اومدید خیلی رک بگم از شما خیر درستو حسابی ندیدیم ولی شما برای همون شهرداری هم زیاد بدک نبودید جای شما اقای قالیباف توانسته مردم رو از شهرداری راضی کنه وبا کار های زیبایی کرده همه خوشنود هستن من دولت رو زیر سوال نمیبرم ولی اینو میگم که کار های خود رو درست تر انجام بدید هیچ میدونید مردم با کار های شما رضایتی ندارن هیچ میدونید مشکل خشک سالی در زمان اقای خاتمی هم بوده هیچ میدونید چقدر مردم در زمان قطعی برق خسارت دیده اند هیچ میدونید مسکن کاهش نیافته یا شعاره روز جمعه تو ماشین رادیو رو گوش کردم صبح جمعه بود برنامه شصت ثانیه میتونید این برنامه رو حتما گوش کنید دیگه کسی بابرق خود کشی نمیکنه چرا چون از وقتی قبض برق که 5برابر محاصبه میشه خود به خود طرف سکته میکنه این یکی از شوخی هاشون بود اقای احمدی نژاد من با شما مشکلی ندارم ولی تورو به خدا کمی به فکر مردم باشید نه صادرات مردم ما مگه محتاج نیستن چرا صادرات کالا چرا واردات کالای چینی چرا افراد از کشور میرن دیگه بر نمیگردن مارو فراموش میکنن چرا فقر فحشا ریشه کن نمیشه چرا هر روز تو جا معه یک طرح مبارزه با افراد قرار میدن چرا تعادل اجتماعی وجود نداره و فقط جمع اوری ها در تهران است چرا نرخ تاکسی ها دقیق نیست و هر قیمتی بخواهند میگیرن چرا نرخ ها در تهران فقط زیاد میشود چرا کالایی که وارد میشود این همه روش میرود چرا خودرویی که در عربستان از ان به عنوان تاکسی استفاده میشود و قیمتش حدود 7میلیون تومان است تو کشور ما نزدیک به30میلیون است چرا خودرویی که در داخل کشور تولید میشود قیمتش زیاد تر از انی است که در خارج کشور به فروش میرسد چرا برق که میره همه یادی از شما میکنن ادمی رو دارم که روز جمع اوری ارای ریاست جمهوری کلی برای شما تبلیغات کرد حالا دارد استقفار می کند کسی رو هم دارم که شما رو خیلی خیلی قبول داشت ولی حالا نه کسانی رو از ارتش و سپاه دارم که شما رو قبول داشتن ولی حالا نه گفتنی ها زیادو وزارت ها هم که خدا بده برکت در کل کمی از حرفامو گفتم بازهم میگم من مشکلی ندارم من فقط درد دل هارو دارم میگم درد دل هایی که چند وقت است پیگیرش هستم موفقو پیروز پاینده باشید اجرکم اندالله والسلام مهران ده نمکی |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 12:58 توسط مهران ده نمکی |
|
|
با سلام خدمت تمامی دوستانم امروز که دارم این مطلبو ارسال میکنم اول یا دوم شهریوره یعنی این که تعطیلات هم داره تمام میشه چند روزی بیشتر نمانده چند روزی تا ماه مبارک رمضان موندهبه هر صورت همه دارن از این موقعیت ها استفاده میکنن من که از تبریز براتون دارم مینویسم اینجا هوا خوبه روزی گرم وروزی بارونی جاتون خالی امید وارم که هرجا وهر شهری که هستید پیروز و موفقو پاینده باشید برای مطلب جدیدم هم دارم تحقیقات میکنم امید وارم که به نتایج خوبی برسم تا اپ بعدی پاینده باشیدو به امید دیدار |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:3 توسط مهران ده نمکی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خداوند به دست های پاک نگاه میکند نه به دست های پر
عمر کم است مثل شمع شایدیک روز یکی فوتمون کند شایدم تموم بشیم پس بیایید به هم دروغ نگوییم با دروغ به هیچ کجا نمیرسیم |
| پیوندهای روزانه |
|
خاطرات سرزمین وحی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|